عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى

99

رساله افيونيه ( فارسى )

باب دوازدهم در طريق خوردن افيون در وقت بيمارى پوشيده نيست كه چون مزاج معتادين از طريق طبيعت « 1 » بيرون آمده و عروض مرض ، ايشان را از آن قبيل است كه اصحّا را عارض شود پس تفاوتى البتّه « 2 » خواهد بود . آن تفاوت را اگر مرعى ندارند حال مريض بسى بد خواهد بود . نوّاب جهانبانى بهرام ميرزا را « 3 » حمى مطبقه چنان كه همه كس را مىباشد پيدا شد و ايشان گاه برش و گاه افيون مىخوردند . آخر حكما و فضلا صلاح « 4 » ديدند كه ايشان را افيون بدهند و برش ندهند « 5 » كه فادزهر و جدوار و فلفل بسيار و زعفران « 6 » و عاقرقرحا و مانند اين ادويه در آن باشد . حساب كردند يك خورش افيون ايشان در هشت « 7 » مثقال تركيب بوده هر روز هشت مثقال از اين تركيب مىدادند در فصل تابستان و در حوالى كردستان كه هواى آنجا به غايت گرم بود « 8 » وقت بيمارى تا روز ششم به همين طريق هشت مثقال دادند . اين حقير را بر سر او احضار كردند و علاج به حقير حواله كردند . حقير گفت كه افيون ايشان را اصلاح به صندل و نيلوفر و

--> ( 1 ) . ل و آ : از طريقه ( 2 ) . ل و آ : البتّه تفاوتى ( 3 ) . ل : نواب جهانبانى بهتر امير ميرزا تغمده اللّه تعالى بغفر ( 4 ) . ل و آ : + در آن ( 5 ) . ل و آ : افيون ندهند و شربتى بدهند كه فادزهر ( 6 ) . ل و آ : فلفل بسيار بسيار و فرفيون ( 7 ) . ل و آ : بيست ( 8 ) . ل و آ : بسى مايل به سردى بود